تمدن

دمه

فرهنگ از زیربنایی ترین بخش های هر جامعه است. فرهنگ واسطه عقد تمدن و اندیشه در جوامع بشری می باشد. به طوری که اندیشه زیربنای فرهنگ و فرهنگ زیربنای تمدن می باشد. فرهنگ هر جامعه ای از اندیشه و نیروی تفکر در آن جامعه مدد گرفته و به تمدن به عنوان روبنای خود مدد می رساند.

تعریف تمدن

در زبانهاى اروپايى از جمله انگليسى، امروزه واژه civilization را به مفهوم تمدن اطلاق مى كنند كه آن هم به معناى استقرار يافتن است و در تعريف اجتماعى، همان شهرنشينى استاز لحاظ ادبی ، یک تمدن عبارت از یک جامعه پیچیده است که از یک جامعه ساده و ابتدائی تر متمایز می شود. هر فردی در یک جامعه وبا یک فرهنگ متفاوت زندگی می کند ولی همه افراد در یک تمدن زندگی می کنند.

نخستین بار بحث در مفهوم تمدن را ابن خلدون درچارچوب فلسفه ء تاریخ و نظریهء خود دربارهء “علم عمران” مطرح ساخت.وی نوشت:

"موضوع اصلی تاریخ عبارت است ازفهماندن حالات اجتماعی انسان،یعنی تمدن...هم چنین تحول  اخلاقیات و روحیات."

ساموئل هانتينگتونتمدن را " بالاترین و ارجح ترین گروهبندی فرهنگی مردم و پخش و اشاعه هویت فرهنگی مردم که افراد بشر را از موجودات دیگر متمایز و مشخص می کند،" تعریف می کند. هانتينگتون می گوید  “تاريخ به پايان نرسيده است و جهان واحد نيست وما باید منتظر برخورد تمدنها باشیم.

در مقابلش الوين تافلرآينده شناس فوتورولوگ معروف امريكايى در نقد نظر هانتينگتون سه موج تمدن را، كه يكي برروى ديگري جريان مي يابند، نشان ميدهد:

۱  تمدن كشاورزى وسنتگرايى مبتني برآن ؛

۲  تمدن صنعتى ومدرنيتهء مبتنى برآن ؛

۳ -  تمدن الكترونيك – انفورماتيك وگلوباليزم مبتنى برآن (

هنرى لوكاس :تمدن را "پديده اى به هم تنيده شده مى داند كه همه رويدادهاى اجتماعى، اقتصادى، سياسى و حتى هنر و ادبيات را در بر مى گيرد."

آرنولد توين بى :تمدن را ،" حاصل نبوغ اقليت مبتكر و نوآور می داند؛" يعنى طبقه ممتازى در جامعه كه واجد نبوغ، ابتكار و نوآورى است و در اثر تحولات و سير تكامل جامعه،تمدن را پديدار مى نمايد.

ويل دورانتوقتى فرهنگ عمومى به حد معينى برسد، فكر كشاورزى توليد مى شود. او در حقيقت اين تعريف را از معناى لغوی واژه تمدن ، به مفهوم شهرنشينى اقتباس كرده است.

در دوران مدرن از نظر لغت نامه يى مفهوم “تمدن “هم در زبانهاى اروپايى وهم درزبان پارسي بامفهوم شهروشهر نشيني و”تخلق به اخلاق شهر” پيوند دارد. در تفسير مدرن ميان ”فرهنگ”  و ”تمدن” يك رابطهء عام و خاص بر قرار است، يعني هر تمدني يك فرهنگ است و اما هرفرهنگى يك تمدن نيست.” تمد ن” به آن استقامتى و تداومی از تكوين فرهنگ اطلاق مي شده كه با شهر نشيني ،و يا به بيان جامعه شناسي  سيا سي،با”انقلاب شهري”درپيوند است.”تمدن “آن مظاهروتبعات تكوين فرهنگي رامنعكس مي سازد كه از آميزش  تاريخي “فرهنگ” و”شهر”،حاصل مي آيد.

تعریف فرهنگ

فرهنگ یعنی culture، در ادبيات لاتينى به مفهوم پرورش نفس آمده و در زبان يونانى باستان فقط مفهوم پرورش از آن استفاده مى شود.در هر جامعه‌اي مجموعه اي از آداب،رسوم، سنن، قواعد و قراردادهاي شرعي، اجتماعي، عرفي و مانند آن به عنوان فرهنگ جامعه ابلاغ مي‌شود.

“فرهنگ “به معناى  مردمشناختي آن طوري كه  تايلور نشان داد عبارت از نظام باورها،رفتارها،وشيوهء تفكروزندگي انسانهااست كه دردرون آنهاارزشهاى مشترك وهنجارهاورفتارهاى يك گروه انساني نهادينه ميشوند.

ابن خلدون نيزمي گفت كه “انسان ساخته وفرزند عادات وماءنوسات خود مى باشد نه فرزند طبيعت و مزاج خويش وبه هرچه درآداب ورسوم مختلف انس گيرد تا آنكه خوى وملكه وعادت او شود  سرانجام همان چيزجانشين طبيعت وسرشت اوميشود.

يونسكو در سال ۱۹۸۱در كنفرانس جهاني مكزيكو تعريف جا مع زير را براى فرهنگ قبول كرد :

“فرهنگ عبارتست از خصوصيات معنوي، مادي و فكري و عاطفي كه به يك گروه اجتماعي و يابه يك جامعه هويت مى بخشد.اين فرهنگ هنرها ،ادبيات ، باورها ،شيوه هاى هم زيستي و حقوق اساسي بشر را در بر مي گيرد .

نظراتی که در طی زمان رابطه بين فرهنگ و تمدن را شكل می دهد:

 

اول: كلمه «تمدن» در متون انسانی و اجتماعی  به معاني مختلف به كار رفته است براي نمونه به چند نوع آنها اشاره مي‌كنيم:

الف. مفهوم اول و مهمتر اين است كه «تمدن» از جمله شكل‌هاي فرهنگ مي‌باشد كه به سه صورت به كار مي‌رود:

1. تمدن و فرهنگ هر دو به يك معنا يعني مترادف هستند.

2. تمدن، شكل پيچيده فرهنگ است و ويژگي‌هاي معين دارد.

3. تمدن، شكل پيشرفته فرهنگ است و اين پيشرفت، به قدري آشكار است كه مي‌توان آن را با مقايسه‌هاي

 

ادامه نوشته

فرهنگ

در مورد فرهنگ تعابير وتوضيحات زيادي موجود هست . يكپارچه كردن و همه را به نحوي در يك تعريف جامع و مانع در آوردن نه ممكن است و نه مقدور و نه تابحال چنين كاري انجام گرفته . بنا به بينشها و نگرشهاي افراد و پژوهشگران تعابير و تعاريف خاصي از « فرهنگ» مستفاد شده . در اينجا برآنيم تا در ابتدا، بنا به ضرورتي كه تشخيص مي‌دهيم نگاهي به گذشته اين واژه داشته باشيم و آن را دقيقتر بررسي كنيم ، چرا كه براي شناخت هر پديده، تاريخ آن ضروري ولازم است .به طور كلاسيك، سير تاريخي ومنشاء واژه «فرهنگ » را بايست در آلمان جستجو كرد .

در پايان قرن هيجدهم كه افكار اجتماعي 

ادامه نوشته

نظریه سرمایه اجتماعی در جامعه شناسی

ایده سرمایه اجتماعی از 1995 به بعد شکل گرفته . ایده ای که مفهوم سرمایه اجتماعی از ان سخن می گوید با وجود شهرت اخیر خود برای جامعه شناسان حرف تازه ای ندارد. دورکیم در تقسیم کار اجتماعی نزدیک به یک قرن پیش آن را نوشته از تاثیر قدرت اخلاقی گروه ها برای مهار خودخواهی های فردی و ایجاد همبستگی مشترک در میان اعضا سخن گفته است.

سرمایه

ادامه نوشته

سوالات درس 7 فصل 4

1-    چهار مورد از مهمترین آسیب های نظام اقتصادی را نام ببرید.1 خط

2-    مفهوم بیکاری را توضیح دهید.2//

3-    بار هر کدام از انواع بیکاری زیر دو نمونه مثال بیاورید. الف)فصلی           ب)پنهان

4-    رشد جمعیت چگونه باعث بیکاری می شود؟با مثال توضیح دهید 4  //

5-    نظام آموزشی چه رابطه ای با بیکاری دارد؟4//

6-     ماشینی شدن چیست و رابطه ی آن را با میزان بیکاری بنویسید.4//

7-    چه زمانی تعادل در نظام اقتصادی به هم می خورد؟2//

8-    عدم تعادل نظام اقتصادی چه رابطه ای با میزان بیکاری دارد؟4//

9-    رکود اقتصادی چیست؟2//

10-   زمانی که بازار راکد است میزان بیکاری چگونه است؟3//

11-   دو نمونه از صنایع زیر بنایی را بنویسد2//

12-   رابطه نبود زیر بنای اقتصادی را با بیکاری بنویسید3//

تبریک عید

.

اينك بهار تا دروازه هاى شهر رسيده

و رستاخيز دوباره درگيتى دميده

ومن دردعايي خاضعانه به درگاه مدبر هستي

احسن الحال را براي شما آرزو ميكنم.

نوروز پيشاپيش مبارك

تبریک

عیدواقعی آدم ان است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را

نوروز 92 بر شما مبارک . .

بیداری اسلامی قسمت سوم

بسيار شنيده مي شد. همه اين موارد، يادآور و مؤيد اين كلام رهبرى انقلاب است ،« اكبر مردم الجزاير بر پشت بام ها درس گرفته از ملت انقلابى ايران است. (، (نك: جمشيدي، 1374 : 39  ج2

 

ادامه نوشته

با سلام، نمونه سوالات مطالعات اجتماعی فصل 4 مطالعات اجتماعی

درس اول :

1-حداقل نیاز مادی انسان کدامند؟

2-فعالیت اقتصادی چیست؟

3-برای هر کدام از فعالیت های اقتصادی زیر نومنه بیاورید

4-الف- تولید             ب- توزیع                             ج- خدمات

5-رابطه اقتصادی چیست؟ مثال بزنید

6-رابطه اقتصادی را با رابطه اجتماعی مقایسه کنید

7-ضرب المثل معروف «حساب ، حساب است کاکا برادر » به چه معناست توضیح دهید.

8-قاعده مالکیت را به طور کامل توصیح دهید.

9-نظام اقتصادی چیست؟

درس دوم

1-گستردگی نظام اقنصادی را با مثال بنویسید.

2-خرده نظامهای نظام اقتصادی کشور را بنویسید.

3-نظام تولید چیست؟

4-بخشهای سه گانه نظام تولید را نام ببرید.

5-برای هر کدام از بخشهای تولیدی زیر دو خرده نظام بنویسید. الف: صنعت ب: کشتورزی ج: خدمات

6-نظام توزیع چیست؟

7-بزرگترین و کوچکترین خرده نظام توزیع را بنویسید.

8-نظام پولی و بانکی با چه هدفی بو جود آمده است؟

9-بزرگترین و کوچکترین خرده نظام پولی و بانکی را بنویسید.

10-          دولت از چه راههای در میزان حجم پول در گردش تاثیر می گذارد؟

11-          اگر دولت سود سپرده ها را به 20% افزایش دهد چه خواهد شد؟

12-          اگر بانک مسکن برای خرید مسکن 25 میلیون تومان وام دهد، چه خواهد شد؟

درس سوم

1-رابطه محیط طبیعی و نظام اقتصادی را با مثال توضیح دهید.

2-رشد و توسعه نعت تابع .................. است.

3-رشد علم در جامعه به ..............................بستگی دارد.

4-در چه جامعه ای علم مجال کمتری برای رشد دارد؟

5-در چه جامعه ای علم مجالی برای رشد ندارد؟

6-رابطه بین نظام اقتصادی و نظام آموزشی را بنویسید.

7-اگر نظام آموزشی نتواند نیروی متخصص مورد نیاز اقتصاد را تامین کند چه نتایجی خواهد داشت.

8-هدف نهایی نظام اقتصادی.........................است.

9-منظور از نیاز چیست؟

10-          نظام اقتصادی  از طریق ............... با فرهنگ  پیوند می یابد.

11-          اقتصاد دو جامعه زیر را مقایسه کنید: الف جامعه ای با فرهنگ صرفه جویی، مصرف کم ، کار و نظم زیاد و در مقابل جامعه ای با مصرف زیاد و تجمل .

12-          ........................به عنوان هسته اصلی نظاتم سیاسی است.

13-          راههای دخالت دولت در اقتصاد را بنویسید.

14-          آشکار ترین راه دخالت دولت در اقتصاد ................................ است.

15-          منظور از برنامه و بوجه  چیست؟

16-           اگر دولت بخواهد به میزان 20% به حقوق کارمندان اضافه کند چه نتایجی خواهد داشت؟

17-          رابطه بین نظام خانواده و نظام اقتصادی  را بنویسید.

درس چهارم

1- نظام اقتصادی چگونه باعث تغییر و تحول جامعه می شود با مثال بنویسید.

2-منظور از تضاد طبقاتی چیست؟

3-نظام اقتصادی چگونه باعث رواج پول پرستی شده است توضیح دهید.

 

 درس ۵

۱-رابطه نظام اقتصادی و فرد را بنویسید

۲-داشتن شغل چه تاثیری در وضعیت زندگی فرد دارد

۳- داشتن شغل چگونه باعث خلاقیت فردی می شود. با مثال توضیح دهید

درس۶

۱-عوامل موثر در اتنخاب شغل را بنویسید

۲-مهمترین عامل انتخاب شغل ..................................است.

۳- مهارت در شغل از چه راههایی کسب می شود.

۴- محیط و شرایط اجتماعی چگونه در انتخاب شغل موثر است.

 

پيوند ميان بيداري اسلامي و انقلاب اسلامي  قسمت دوم

با مروري بر بحث هاي پيشين، مي توان به ارتباط ميان بيداري و انقلاب اسلامي پي برد، ولي

بر

ادامه نوشته

آمار استنباطی چیست ؟

مفاهیم و ابزارهای آماری به صورت صریح یا ضمنی بخشی از فرایند اکثر تحقیقات را شامل می‌شوند. نقش این مفاهیم و ابزارها را می‌توان هنگام تصمیم‌گیری در مورد گزینش آزمودنی‌ها، جایگزینی آنها در گروه‌های مختلف، توصیف داده‌های جمع‌آوری‌شده و تعمیم یافته‌های حاصل از مطالعه، مشاهده کرد. بنابراین در تحقیق رفتاری، روش‌های آماری چندین نقش ایفا می‌کنند که با هم ارتباط دارند. روش‌های آماری برای خلاصه کردن و توصیف داده‌ها دستورالعمل لازم را فراهم می‌سازند. همچنین روش‌های لازم جهت تعمیم نتایج از گروه‌های آزمودنی به گروه‌های وسیع‌تر را تهیه کرده و برای گزینش آزمودنی و جایگزینی آنها در گروه‌های مختلف و جمع‌آوری داده‌ها دستورالعمل ارائه می‌کنند.[1]
 
 
ماهیت آمار استنباطی
  نقش آمار توصیفی در واقع، جمع‌آوری، خلاصه کردن و توصیف اطلاعات کمّی به دست‌آمده از نمونه‌ها یا جامعه‌ها است. اما محقق معمولا کار خود را با توصیف اطلاعات پایان نمی‌دهد، بلکه سعی می‌کند آنچه را که از بررسی گروه نمونه به دست آورده است به گروه‌های مشابه بزرگتر تعمیم دهد. تئوری‌های روان‌شناسی از طریق تعمیم نتایج یک یا چند مطالعه به آنچه که ممکن است در مورد کل افراد جامعه صادق باشد به وجود می‌آیند. از طرف دیگر در اغلب موارد مطالعه تمام اعضای یک جامعه ناممکن است. از اینرو محقق به شیوه‌هایی احتیاج دارد که بتواند با استفاده از آنها نتایج به دست‌آمده از مطالعه گروه‌های کوچک را به گروه‌های بزرگتر تعمیم دهد. به شیوه‌هایی که از طریق آنها ویژگی‌های گروه‌های بزرگ براساس اندازه‌گیری همان ویژگی‌ها در گروه‌های کوچک استنباط می‌شود آمار استنباطی گفته می‌شود.[2]
  به بیان دیگر، در پژوهش‌های روان‌شناسی و سایر علوم رفتاری کسب اطلاعات درباره گروه‌های کوچک غالبا هدف پژوهشگر نیست، بلکه او علاقمند است که از طریق یافته‌های این گروه کوچک، اطلاعات لازم را درباره جامعه‌ای که این گروه کوچک را از آن انتخاب کرده است، کسب کند. یعنی در این پژوهش‌ها هدف پژوهشگر تعمیم نتایج به‌دست‌آمده از یک گروه کوچک به یک جامعه بزرگتر می‌باشد. این تعمیم مستلزم آن است که پژوهشگر از روش‌های آماری پیشرفته‌تری تحت عنوان "استنباط آماری" استفاده نماید.[3]
 
 
جامعه و نمونه
  در مدل استنباط آماری، فرض بر این است که می‌خواهیم در مورد یک مجموعه خیلی بزرگ(شاید نامحدود)، اطلاعات کسب کنیم(مثلا نمره پیشرفت تحصیلی درس ریاضی دانش‌آموزان کلاس پنجم دبستان در سراسر کشور). به این مجموعه، جامعه گفته می‌شود. گاه حجم جامعه آن‌قدر بزرگ است که نمی‌توان تمام آن را مطالعه نمود، لذا از کل مجموعه، یک زیرمجموعه به عنوان نمونه کل مشاهدات ممکن برای مطالعه انتخاب می‌شود. به این زیرمجموعه که شامل تعداد محدودی از اعضای جامعه است "نمونه" گفته می‌شود. اما جهت استنباط خصوصیات جامعه از روی خصوصیات نمونه، مدل آماری ایجاب می‌کند که اعضای گروه نمونه به‌صورت تصادفی انتخاب شوند. نمونه تصادفی به نمونه‌ای گفته می‌شود که همه اعضای جامعه به یک اندازه شانس شرکت و انتخاب شدن در آن را داشته باشند. همچنین انتخاب هر فرد مستقل از افراد دیگر صورت گیرد.[4]
 
 
پارامتر و شاخص آماری
  برای استنباط در مورد یک جامعه، محقق خصوصیات جامعه(مثلا مقادیر مرکزی یا شاخص‌های پراکندگی) را با استفاده از خصوصیات گروه نمونه توصیف می‌کند. به مقادیری که خصوصیات جامعه(مثل میانگین یا واریانس) را توصیف می‌کنند، پارامتر گفته می‌شود. به مقادیری هم که خصوصیات نمونه را توصیف می‌کنند، آماره یا شاخص آماری می‌گویند. 


جامعه شناسی شناخت ( جامعه شناسی علم و تکنولوژی )

شناخت چيست؟ ما چگونه شناخت پيدا مي‌كنيم و يا چطور شناخت در ذهن‌مان پديد مي‌آيد؟ آيا گونه‌هايي از شناخت و راه‌هاي گوناگون شناختن وجود دارد؟ اگر آري! چگونه به وجود مي‌آيند و خاستگاه‌شان كجاست؟ چطور مي‌فهميم كه آنچه مي‌دانيم راست يا دروغ (و درست يا غلط) است؟ سرشت‌نشان [=خصلت/مشخصه]هاي شناخت(ها) كدام‌اند؟ و ...

اين نمونه‌ها پرسش‌هايي عمومي هستند كه درباره‌ي شناخت وجود دارند. با اين همه، بايد توجه كرد كه شناخت (يا دانايي) به انديشه‌ها و ايده‌هايي بازمي‌گردد كه در گام نخست، گروهي اجتماعي يا جامعه‌اي كوچك آن را پذيرفته‌اند و درباره‌ي رشد و گسترش آن مي‌كوشند.

عنوان‌هايي همچون جامعه‌شناسي شناخت، جامعه‌شناسي علم [جامعه‌شناسي شناخت علمي] جامعه‌شناسي فلسفه [جامعه‌شناسي شناخت فلسفي] و جامعه شناسی تکنولوژی ناظر به بررسي گروه‌هايي تخصصي هستند كه از نگاه جامعه‌شناختي طبقه‌اي را تشكيل مي‌دهند. از همين رو، در اين درس، به پرسش‌هاي ويژه و بنياديني درباره‌ي شناخت مي‌پردازيم كه چند نمونه از آنها در زير آورده مي‌شود: ریشه های جامعه شناسی علم را می توان در جامعه شناسی معرفت مارکس جستجو کرد . اساسا جامعه شناسی  شناخت بر نسبیت شناخت ها و علوم و بستگی داشتن آنها به شرایط  هستی اجتماعی و در مقیاسی دیگر طبقه اجتماعی را تاکید می کند .

1.  آيا زندگي شخصي و كوشش علمي كارگزار شناخت (يا دانشمند) زير نفوذ و تأثير گروه اجتماعي خويش است؟ اگر آري تا چه اندازه؟  [تأثير نهادهاي علمي بر دانشمند]

2.بنيان‌هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و تاريخي شناختِ انسان از جهان كدام‌اند؟

3. سهمِ عامل‌هايي همچون سود شخصي و طبقاتي، دلبستگي فردي و گروهي، ارزش‌هاي قومي و ... در شناختِ ادعايي كارگزار شناخت تا چه اندازه است؟

4.  تا كجا نهادهاي سياسي و ديوان‌سالار، بنگاه‌هاي اقتصادي و حرفه‌اي در كار دانشمندان مداخله و كوشش و پژوهش علمي‌شان را كنترل مي‌كنند؟

5. فن‌آوري اطلاعات (و پيدايش جامعه‌ي اطلاعاتي) چه اثري بر روي نهادهاي اجتماعيِ شناخت، به ويژه علم، دارد؟ تمايز ميان شناخت و اطلاعات در رسانه‌هاي جمعي الكترونيكي، به طور خاص اينترنت، از نظر درستي، اعتبار، اصالت و حقوق پديدآورندگان چگونه ممكن است؟

و ...

هدف اين درس يادگيري ماهيتِ شناخت است از آن رو كه شناخت پديده‌اي اجتماعي است و به طور جمعي ساخته و يا پذيرفته مي‌شود. در جامعه‌هاي امروزي آنچه فرد مي‌داند، كمابيش آن چيزي است كه توسط نهادهاي علمي به وجود آمده و فراهم شده است.

به زعم برخي جامعه‌شناسان، هدف چنين درسي تعينِ ماهيتِ شناخت و سپس بررسي آن با شناختِ اجتماعي يا شناخت روزمره‌ي پذيرفته شده يا ساخته شده‌ي ما است. به باور آنان، "شناخت به طور نهادين پديد آمده" و "آنچه مي‌دانيم" كمابيش در هر جامعه‌اي هم‌معنا هستند. يعني ما، چونان يك جامعه، واقعيت را مي‌سازيم، تعبيرش مي‌كنيم و به آن مي‌نگريم. با اين همه، برخي ديگر بر اين باور اند كه صورت‌هايي از شناخت يا دانايي هستند كه نابسته به كردوكار انسان اند. براي پي بردن به اصل مطلب لازم است بررسي كنيم شناخت از چه چيز(هايي) تشكيل شده است: داده‌ها، ايده‌ها، عقيده‌ها، باورها، ادراك‌ها، عاطفه‌ها و ...؟  و هر كدام از اينها چه رابطه و يا نسبتي با محيط، به ويژه ساختار اجتماعي، دارند؟ از اين رو نيازمند آن ايم كه اثر ايده‌ها بر محيط و عكسِ آن را تعيين كنيم. هم‌چنين بايد پيدايشِ اجتماعي واقعيت و بافتاري اجتماعي كه واقعيت در آن تعريف مي‌شوند را بررسي كنيم. و.... 

 

بخش‌هاي اصلي درس‌گفتارهاي كلاس عبارت‌اند از:

1.  تعينِ اجتماعي شناخت (علم، فلسفه و ...):

•راه‌ها و شيوه‌هاي كه از طريق آنها نهادهاي اجتماعي بر انديشه‌ها، باورها، و زندگي مردم، به ويژه كارگزارانِ شناخت اثر مي‌گذارند.

•ارتباط ميان ساختار اجتماعي (و طبقاتي جامعه) با آگاهي فردي و جمعي

2. ساخت اجتماعي واقعيت:

•واقعيت اجتماعي ساخته مي‌شود.

•شناخت نهادهاي اجتماعي كنوني را دگرگون مي‌سازد يا به ساخت نهادهاي جديد مي‌انجامد (يا دست‌كم به شكل‌گيري‌شان كمك مي‌كند).

• شناخت نهاد اجتماعي خود را شكل مي‌دهد: نهادهاي آموزشي، پژوهشي و ....

3. هم‌كنشي نهادها و ساختارهاي اجتماعي كهنه و نو با شناخت

4. زبان و نسبت آن با جامعه (زبان‌شناسي اجتماعي، تحليل گفتمان و ...) در بررسي شناخت

سنت‌هاي جامعه‌شناختي مهم در اين قلمرو عبارت اند از:

(1) هگلي-ماركسي: تحليل ماركس‌گروانه از ايده‌ئولوژي ناظر بر ارتباط شناخت با وضعيت اجتماعي طبقه

(2) پديدارشناختي: بررسي ساختار شناختِ بر بنيادِ داده‌ي حسي و ساخت اجتماعي واقعيت در موقعيت هرروزي؛

(3) قوم-روش‌شناسي [=روش‌شناسيِ قوم‌نگر]: ناظر به استدلال (يا برهان‌آوري) عملي در گروه‌هاي قومي و خرده‌فرهنگ‌ها؛

(4) تئوري(هاي) فمينيستي: توجه به ساختار و عملكردهايي كه به بيرون گذاشتن دستگاه‌مندانه‌ي هم‌كاري و هم‌ياري زنانِ در شناخت، به طور كلي كنار گذاشتن سهم آنها، انجاميده است. 

(5) تحليلِ گفتمانِ انتقادي از ساختار زبان در نسبت با عملكردِ قدرت؛

(6) شناخت جامعه‌ي اطلاعاتي و دگرگوني ساختار جهان به واسطه‌ي جهاني‌سازي. 



انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي قسمت اول

چكيده

امروزه، گروه هاي اسلامى، از فعال ترين جريان هاى سياسى جهان به شمار

مي روند. اين گروه ها معتقدند جهان و جهاني شدن ارتباط تنگاتنگي با مذهب

دارد. ازاين رو، اهميت و نفوذ فزاينده انديشه ها و نهادهاي مذهبي آشكارا در

سراسر جهان ديده مي شود، به گونه اي كه سال 1992 م. را سال بيداري اسلامي

خوانده اند، درحالى كه در 1964 م. غربي ها و شرقي ها اعتقاد داشتند اسلام در

برابر تجددگرايى يا مدرنيزاسيون كاملاً ب ىدفاع اس ت. همچنين در سال

1979 م. دولت امريكا بيداري اسلامي را از عوامل نابودى جهان خواند و

فعالان مسلمان به عنوان رزمندگان شركت كننده در جنگى معرفى شدند كه

به اعتقاد سايروس ونس، وزير خارجه وقت امريكا، در صورت وقوع، احتمالاً

مى تواند منافع امريكا را به شدت به خطر اندازد. وي از اين جنگ، با عنو ان

جنگ اسلام و غرب نام مي برد. رهبران اتحاد جماهير شوروى سابق نيز

هيچ گاه ترس خويش را از بيداري اسلامى انقلابى و خطرات آن براى

كشورشان كتمان نكردند. كارشناسان غرب و شرق، اين همه سخن گفتن از

بيداري اسلامي را ناشي از وقوع و استمرار پديده انقلاب اسلامي مي دانند.

شادي

- شادي در نظريه اليس: مي‌گويند نقطه شروع به هنگام تلاش براي شاد كردن خود اين است كه بدانيم غمگين آفرين مرحله يك زنجيره 3 مرحله‌اي مي‌باشد. مرحله A‌يك رويداد فعال كننده است كه مثلاً مي‌توان طرد شدن از سوي ديگران باشد و مرحشله B‌تركيبي از واكنشهاي عقلاني و غير عقلاني به آن رويداد است و سرانجام مرحله C حالت افسردگي شديد يا غمگيني است. عمده‌ترين روش براي خلق مجدد شادي تغيير دادن افكار خود مخرب است كه اكثراً در پي تجربه‌ي رويدادهاي ناخوشايند زندگي روي مي‌دهد.

2- نظريه دانير، لوكاس، سوه و اوشي: بر طبق اين نظريه، شادكامي ارزشيابي‌هايي است كه افراد از خود و زندگي شان بعمل مي‌آورند و اينها مي‌توانند جنبه شناختي و عاطفي داشته باشند و ويژگي افراد شادكام عبارت است از داشتن دستگاه ايمني قوي تر و عمر طولاني‌تر، برخورداري از روابط اجتماعي بهتر و مقابله موثر با موقعيتهاي مشكل.

3- نظريه اريكسون: اريكسون (2003) شادكامي را هدف نهايي زندگي و شادكامي واقعي را در پرتو معني دار و ارزشمند زندگي مي‌داند و اعتقاد بر اين است كه شادكامي و خوشبختي ذهني موقعي به دست مي‌آيد كه افراد به اهداف مبتني بر ارزش‌ها و نيازهاي خود جامعه عمل بپوشانند.

4- نظريه توماس جفرسون: تعقيب شادكامي و خوشبختي يكي از حقوق اوليه و انساني هر فرد است و ارزش و اهميت آن به اندازه زندگي و آزادي است.

5- نظريه ويليام جيمز: شادكامي را به عنوان توافق و سازگاري بين حياط دروني شخص و تجربه‌هاي خارجي او تعريف مي‌كند.

6- نظريه ژان ژاك روسو: خوشبختي يعني يك حساب بانكي خوب، يك غذاي خوب و بالاخره هضم كامل غذايي كه خورده‌ايم.

7- نظريه مونتسكيو: اگر شخص آرزو كند خوشبخت يا شاد كام باشد اين آرزو به سادگي بر آورده مي‌شود. اما مشكل آن است كه هر يك از ما تمايل داريم از ديگران خوشبخت تر باشيم.

8- نظريه فريد من: شادكامي را بر اساس امكان دسترسي به تفريحات و فعاليتهاي هيجان آور و اوقات خوشي تعريف كرده است.

9- نظريه مقايسه اجتماعي:‌ مي‌گويد كه خوشبختي نتيجه اين احساس شخص است كه اوضاع و احوال و شرايط زندگي او بسيار مطلوبتر از اوضاع و احوال و زندگي ديگران است.

شادی در زندگی اجتماعی

شادى چيست؟ حالتى درونى كه هيچ ارتباطى با عوامل بيرونى ندارد يا احساسى كه محيط اجتماعى بر آن تاثير مى گذارد؟ انتخاب هركدام از دو تعريف فوق از آنجا مهم است كه راه هاى متفاوتى براى نيل به شادى و فرحى پيش روى افراد مى گذارد. درونى انگاشتن مطلق شادى با كسب آن از طرق معنوى گره خورده و بر پايدارى و گذرا نبودن اين حالت تاكيد دارد. با اين تعريف، شادى به عنوان سرور و انسان هاى شاد به عنوان انسان هاى سعادتمند تلقى مى شوند. در كتب دينى افرادى كه شاد، مسرور و متهيج هستند و بر شادى هاى مقطعى و گذرا دل خوش نمى كنند انسان هاى سعادتمند معرفى شده اند. ابوعلى سينا در كتاب «بهجت و سعادت» بر اين اعتقاد است كه سعادت، نوع خاصى از لذت است كه با دخالت قوه عاقله پديد مى آيد.

بنابراين انسان تا به عرصه عقل و كمالات مربوط به آن وارد نشده و در محدوده حس، خيال، وهم و لذايذ آن باقى بماند به سعادت، شادى و شادابى متناسب با آن نمى رسد. به اين ترتيب سعادت مراتب مختلفى دارد كه شامل شادى روحانى و نشاط و سرور جسمانى است.

مطابق تعابير دينى جايگاه شادى هاى طبيعى و دنيوى [پايدار] كه با لذت هاى محسوس همراهند در زندگى مادى و جايگاه شادى هاى معنوى و اخروى [پايدار] در جنت رضوان الهى است. نكته مهم اينكه در آموزه هاى دينى، ممنوع و مقيد شدن برخى از مراتب و اقسام شادى در بعضى حالات، به سبب مزاحمتى كه بين آن رتبه با مرتبه بهتر و برترى از شادى و سرور وجود دارد، توصيه شده است. اديان الهى براى رفع غم و اندوه، شادى هاى مستقل را نهى كرده و آنان را موجب تشديد غم و اندوه دانسته اند. در عين حال اما بر شادى و سرور حقيقى سفارش شده و برخى انواع غم كه حسب ذات افراد انسانى، آنان را به سوى مطلوب و محبوب يعنى رضايت و شادى نامحدود و بيكران مى رساند نيز مطلوب دانسته اند.

علاوه بر تعاريف و مصاديق شادى در دين، اين مقوله مورد علاقه جامعه شناسان، روانشناسان، مردم شناسان و متخصصان ساير علوم نيز هست. در اين ميان، جامعه شناسى، شادى را علاوه بر حالتى درونى به مثابه پديده اى اجتماعى درنظر مى گيرد و بر تاثير مولفه هاى اجتماعى و فرهنگى بر آن صحه مى گذارد. دكتر سعيد معيدفر عضو هيات علمى دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، صورت واضح شادى را تجلى حالت فرحى در چهره، رفتار و برخوردهاى افراد مى داند و مى گويد: پايه اصلى شادى و غم در درون انسان است اما چون انسان موجودى اجتماعى است شادى و غم او تا حد زيادى تحت تاثير روابط با ديگران، ميزان كسب موفقيت ها، تامين نيازها و انتظاراتش از محيط اجتماعى و حتى خدا است.

گرچه امروزه راه هاى متفاوت تجلى و نيل به شادى در فرهنگ هاى گوناگون به رسميت شناخته شده است اما به طور كلى خنده، هيجان و حالت وجد به عنوان نماد جهانى شادى در نظر گرفته مى شود. برخى نيز با اعتقاد بر اينكه صور بيرونى رفتار انسان حسب صورت، قابل شناسايى نيست بر فهم و درك آن رفتار و حركت بر اساس يك فرهنگ خاص تاكيد مى كنند. معيدفر در اين خصوص مى گويد: نيات آدم ها در پشت رفتارشان تا حد زيادى تعيين كننده است. گاهى افراد مى خندند اما خنده آنها از سرشادى نيست، ناشى از يك نوع افسردگى، عدم موفقيت، طعنه به خود يا ديگرى است.

آرامش به عنوان يكى از زمينه هاى ايجاد شادى اگرچه در گرو عوامل مختلفى است اما رضايت از حيات، اعتقاد به وجود و نيز حمايت از سوى خداوند خصوصاً در آدم هاى ديندار در ايجاد اين حالت در انسان مهم است. كارشناسان بر دعا به عنوان حالتى روحانى كه موجب انبساط خاطر شده تاكيد كرده اما استفاده از نعمات دنيوى را هم فراموش نمى كنند. آنان با اشاره به اينكه توصيه هاى دين در استفاده از نعمات و آفريده هاى الهى، تنظيم روابط اجتماعى و ايجاد صلح نبايد تحت تسلط ساير جنبه ها قرار گيرد. معتقدند بسيارى از شادى ها در ارتباط با اجتماع [خانواده و دوستان] و نيز درك متقابل و همكارى ميان افراد يك گروه ايجاد مى شود. معيدفر در مواجهه با اين موضوع تاكيد مى كند: كسانى كه دين را صرفاً در وجوه غمبار آن خلاصه مى كنند درك صواب و درستى ندارند. خداوند نعمت هاى بسيارى براى بشر آفريده است كه استفاده از آنها انسان را شاد مى كند، برگزارى همه روزه به صورت يكنواخت و به يك سبك، حتى مى تواند حالات روحانى را كه به انسان شادى مى دهد زير سئوال ببرد.

وى در عين حال بر تائيد بسيارى از رسوم شادى آور ملى و باستانى ايرانى از سوى اسلام اشاره مى كند و سيره پيامبر و ائمه در بروز شادى و پنهان كردن غم را دليل توجه ويژه اسلام به شادى و نهى غم و عبوسى مى داند. از آنجا كه خارج كردن بسيارى از مراسم ملى- دينى از حالت جمعى به تضعيف هويت جمعى كه منبع شادى است مى انجامد تقويت روح جمعى در فعاليت هاى گسترده اجتماعى به نبود احساس گسست از اجتماع ميان تك تك افراد جامعه منتهى مى شود.

• عرصه عمومى از نبود شادى رنج مى برد

شرايط تاريخى، جغرافيايى هر كشورى، در ايجاد ذهنيت افراد آن اجتماع از پديده هاى روانى- فرهنگى نقش ترديد ناپذيرى دارد. برخى پديده ها به خصوص در حالت هاى بحرانى ايجاد ذهنيت نسلى كرده، به يك نسل هويتى متمايز مى بخشد. ويژگى هاى يك نسل چه بسا توسط نسل هاى قبلى يا بعدى نيز استفاده شود، اما براى آنها حكم چارچوب شكل دهنده را نداشته باشد. به رغم دگرگونى ذهنيت نسلى، برخى ذهنيت ها توسط نسل هاى الهام بخش تداوم مى يابند و به نسل هاى آينده حمله مى كنند.

سرزمين ما ايران به عنوان كشورى با شرايط اقليمى- استراتژيك خاص، در معرض انواع بلاياى طبيعى و حمله اقوام مختلف غربى و شرقى نيز دستخوش بحران هاى داخلى بسيار بوده است. نبود ثبات و آرامش يا شرايط استبداد، افراد اجتماع را يا به سمت گروه هاى كوچك تر قومى- منطقه اى سوق مى داد و يا به خاطر تسلط مطلق حاكميت مستبد اجازه هرگونه ابزار وجود را از آنان سلب مى كرد. گروه هاى قومى به خاطر قدرت فرهنگى خود علاوه بر تامين نيازهاى روحى افراد آن قوم، در كشاكش اتفاقات روزمره و حتى بحران ها تكيه گاه محكمى محسوب مى شدند. علاوه بر اعتقادات دينى، در اين ميان آداب و رسوم قومى با مراسم مختلف و وسيعى براى هر امر [خرمن كوبى، گلاب گيرى، عروسى، نوروز و...] علاوه بر توجه ويژه به آن، با التفاط زبان، موسيقى، حركات موزون و رنگ به نياز ذاتى انسان براى احساس شادى و نشاط به خوبى پاسخ مى دادند. به تدريج كه قدرت قوميت ها در عرصه عمومى كمتر مى شد و دولت هاى غير ملى يكى پس از ديگرى شكل مى گرفتند و از هم مى پاشيدند، كاركردهاى وسيع و همه جانبه قومى مورد تعرض قرار مى گرفتند.

دولت هاى زورگو با بى توجهى به مصالح عمومى اجازه هرگونه ابراز وجود جدى و تمام عيار را كه لازمه شادى است از مردم سلب مى كردند و با ايجاد شرايط سخت فرصتى، فراغتى و درآمدى براى كسى باقى نمى گذاشتند تا به شادى بينديشد. اين روند گرچه به منزله محو كامل رسوم قومى و نشاط منتج از آن نبود اما روزبه روز سيطره حاكميت بر عرصه هاى خصوصى زندگى افراد را افزايش داد.

حوادث قبل و بعد از انقلاب اسلامى، جنگ، بحران هاى اقتصادى و ساير اتفاقاتى كه به تجربه در همه انقلاب هاى دنيا در قالب هاى مختلف ظاهر شده است، وضعيت شادى و نشاط در ميان افراد اجتماع را وارد مرحله جديدى كرد. ايدئولوژيك بودن انقلاب، گسترش قدرت حاكميت و نيز شرايط سختى كه پيشتر ذكر شد، شادى را به صورت مقوله اى در حوزه اخلاق مطرح كرد. معيدفر استاد جامعه شناسى دانشگاه تهران در اين خصوص مى گويد: بعد از همه انقلاب ها تلاش گسترده اى مى شود تا جنبه هاى عادى شادى مردم محدود شود. به خاطر تغيير معيارهاى اخلاقى و نيز شرايط سخت و الزام آور بعد از انقلاب ها به شادى هاى مردمى به صورت مقولات مبتذل و غير اخلاقى نگريسته شده و در واقع شادى در قرنطينه قرار مى گيرد.

وى مى افزايد: به تدريج كه شرايط ويژه پس از انقلاب ها مى گذرد همه چيز به حال عادى باز مى گردد. با سپرى شدن روزهاى سخت- كه بر جنبه هاى خاص و بيشتر غم انگيز تكيه مى شود- بايد جنبه هاى مغفول مانده در فرهنگ را تقويت كرد و به تعادل رسيد.

ادامه برخى شيوه هاى سختگيرانه و بى اعتمادى مردم به برخى از بخش ها به ويژه درپى برخى سخت گيرى ها نسبت به بديهيات عناصر فرهنگى، كار را به جايى رساند كه به زعم اكثر صاحب نظران اكنون ما داراى دو عرصه فرهنگى در كشور هستيم، عرصه خصوصى و عرصه عمومى. با وجود حاكميت افزون تر شادى بر گروه هاى كوچك خانواده، دوستان و خويشاوندان، عرصه عمومى هنوز از نبود تعادل در اين زمينه رنج مى برد. معيدفر با اشاره به برطرف شدن خلاء شادى در عرصه خصوصى معتقد است: مشكل در عرصه عمومى است چرا كه مديريت اين عرصه با دولت است و به خاطر رويكردهاى خاص حكومت به ويژه در دوران هاى گذشته جنبه هاى غم انگيز در اين عرصه تسلط دارند. وى مى افزايد: در گذشته تصور بر اين بوده كه تاكيد بر جنبه هاى غم انگيز فرهنگ باعث پالايش و تذهيب بيشتر جامعه مى شود ولى امروز مشخص شده است كه اصرار بيش از اندازه در اين زمينه به يك عكس العمل منفى منجر شده و حتى مى تواند باعث تقويت ابتذال و شادى هاى مبتذل در جامعه شود.بنابرآنچه گذشت براى ايجاد تعادل در وضعيت روانى جامعه، نقش دولت در ايجاد و تبليغ مراسم شادى آور در عرصه عمومى و تقويت و اجازه ابراز شادى در حوزه خصوصى، انكارناپذير است.

از آنجا كه امروزه بخشى از سرنوشت ما در دست دولت هاست گره بسيارى از مسائل شخصى و فردى ما نيز به دست آنها باز مى شود. افزايش اشتغال به خصوص براى جوانان كه شادى از طريق آنان به جامعه تسرى مى يابد، تلاشى براى حاكميت عدالت اجتماعى و كاهش فاصله طبقاتى، تنظيم اوقات فراغت، ترغيب فرهنگ گردشگرى، رواج شادى و نه لودگى از طريق راديو و تلويزيون، تنظيم شيوه هاى مناسب تعليم و تربيت همراه با شادى، توجه نسبت به شيوه هاى مديريتى مناسب و پر نشاط در سازمان هاى دولتى و حتى غير دولتى و ايجاد تعادل جنسيتى در معادله شادى به صورت برنامه هاى كوتاه مدت و بلند مدت براى ايجاد انگيزه در افراد و نيز زدودن رخوت، پوچى و افسردگى از جامعه ضرورى به نظر مى رسد.

مهم تر از همه ترويج آزادى، احترام به باورهاى شخصى و خرده فرهنگ هاى موجود و درك نيازهاى زمانه است. شادى براى زيباتر و قابل تحمل كردن زندگى رابطه مستقيمى با ابراز وجود و احساس امنيت دارد احساس امنيتى كه ناشى از توان ابراز وجود در تمامى ابعاد طبيعى و كسب كليه حقوق انسانى است. به گفته دكتر معيدفر، مى توان شاد بود و جامعه مبتذلى نداشت و مى توان غمگين اما سرتاپا آلوده به ابتذال بود.

شادي

داده‌هاي بررسي اجتماعي در مورد عوامل تعيين كننده شادي به ما چه مي‌گويند؟ اول اينكه مدل نقطه تعيين روان شناسان خود بعنوان يك نقطه نامعلوم مد نظر است. وقايع زندگي درحيطه غير مالي مثل ازدواج، طلاق و معلوليت شديد اثري ماندگار بر پديده شادي داشته و به سادگي نمي‌توانند يك شخص متوسط را بطور موقت از اوج يا قعر نقطه تعيين شده زندگي بواسطه وجود عوامل ژنتيكي يا وراثتي و همچنين فاكتورهاي شخصيتي منحرف سازند. دوم اينكه استنتاج اصلي اقتصاد‌دانها در حيطه مالي كه بر اين مضمون استوار است كه «هرچه بيشتر بهتر» ...، بر مبناي تئوري رجحان آشكار استوار بوده، كه خود يك تئوري مشكل ساز مي‌باشد. افزايش درآمد و بنابر اين افزايش كالاهايي كه در اختيار فرد قرار دارد،‌ افزايش ماندگار شادي را سبب نمي‌شود و اين امر بواسطه اثر منفي آن در بكارگيري و انطباق با شادي و مقايسه اجتماعي اين پديده مي‌باشد. نظريه بهتر در زمينه روانشناسي شادي بر اين اساس مي‌باشد كه انطباق و تطبيق اجتماعي اين مسئله در حيطه غير مالي كمتر از حيطه مالي است. چرا كه افراد نمي‌توانند اين امر را پيش‌بيني نمايند كه به چه ميزان انطباق و مقايسه اجتماعي اين خصيصه، ممكن است سودمندي حاصله از شادي مورد انتظار را در حيطه مسايل مالي تحليل ‌برد و بر اين اساس آنها زمان بيشتري را به اهداف مالي خود اختصاص مي‌دهند و اهداف غير مالي مثل زندگي خانوادگي و سلامت كه شادي آنها را كاهش داده و آن را تحت‌الشعاع قرار داده است را ناديده مي‌گيرند. بر اين اساس لازم است سياست‌هايي تدبير شود تا با استفاده از رجحان‌هاي شخصي بهتر و مشخص شده نسبت به افزايش رفاه فردي واجتماعي اقدام گردد.

بر اين اساس در تحقيق جاري عباراتي مثل شادي، سودمندي،‌ بهزيستي،‌ رضايت از زندگي و رفاه انتخاب شده كه با خصيصه تغييرپذيري خود بتوانند پاسخ به سوالات مرتبط را فراهم نموده و آنها را مورد ارزيابي قرار دهند، سوالاتي همانند آنچه كه از سال 1972 در بررسي اجتماعي عمومي آمريكا (GSS) پرسيده شد: با درنظر گرفتن همه اين موارد بگوييد اين روندها امروزه چگونه به پيش مي‌روند- آيا مي‌توانيد بگوييد كه شما بسيار خوشحال هستيد، نسبتاً خوشحال هستيد و يا آنكه خوشحال نيستيد؟ در زمينه قابليت اطمينان، اعتبار و مقايسه پاسخهاي داده شده به چنين پرسشهايي يك مقاله اصولي توسعه داده شده است. بر اين اساس اجماع كلي آن است كه، گرچه اين موارد بدون مشكل نيستند، ولي مفهوم دارند و به طور منطبقي در بين گروه‌هاي اشخاص قابل مقايسه مي‌باشند. بر اين اساس تمركز ما در اين مقوله  بر روي عوامل تاثيرگذار بر پديده شادي خواهد بود.

 

آيا نقطه تعييني براي شادي وجود دارد؟

اجازه دهيد كه با نظريه روانشناسي شروع كنم. مسئله بحراني در اينجا اين نيست كه هرگونه انطباق با وقايع زندگي اتفاق مي‌افتد يا خير، بلكه  مسئله آن  است كه آيا انطباق كامل در اين بين وجود دارد، يعني آيا افراد به سطح اوليه شادي بر مي‌گردند و اگر چنين است اين برگشت با چه سرعتي رخ مي‌دهد. چندين مطالعه روانشناسي وجود دارد كه مشخص مي‌كند با توجه به تجربياتي مثل صداي بلند و جراحي زيبايي، انطباق لذت يا شادي كمتراز ميزان كامل است و اينكه اين تجربيات اثري ماندگار بر رفاه مردم دارد. شواهد بررسي كه در زير ارائه مي‌شود اذعان مي‌‌كند كه علاوه بر اين افرادي هستند كه در شرايط سلامتي يا تاهل كاملاً با تغييرات سازگار نمي‌شوند. نياز به گفتن نيست كه صحبت من در رابطه با اثرات متوسط است. پراكندگي قابل توجهي در مورد ميزان متوسط وجود دارد.

وضعيت تاهل و شادي: بر خلاف ادعاهاي نظريه نقطه تعيين كه توضيح مي‌دهد شرايط زندگي هيچ اثر ماندگاري بر بهزيستي و رفاه ندارد، شواهد اندكي درباره تشكيل يا خاتمه تاهل وجود دارد كه نظريه نقطه تعيين را حمايت ‌كند. گرچه با استفاده از اطلاعات طولي آلماني يك تحقيق گزارش شده جديد وجود دارد كه اثرات بر بهزيستي ازدواج يا بيوگي را بررسي مي‌كند. با وجود آنكه اين مورد بعنوان يك مقاله انتقادي در مورد مدل نقطه تعيين ارائه شده است، واقعاً موردي حمايت كننده است، به ويژه بدين علت كه ازدواج را مورد توجه قرار مي‌دهد و نتيجه مي‌گيرد: «به طور متوسط مردم سريعاً و كاملاً با ازدواج سازگار مي‌شوند در حاليكه با بيوگي بسيار كند سازگار مي‌شوند» (گرچه حتي در اين زمينه سازگاري بعد از تقريباً 8 سال نزديك به كامل شدن باشد).

الف:فلسفه پول

مروری بر آثار عمده زیمل

فلسفه پول منسجمترین  ارزیابی او از شکل و محتوای فرهنگ مدرن را در بر دارد و چهارچوبی نظری برای نوشته های بعدی اوست و خود هدف از نگارش آن را فراهم آوردن مکملی بر ماتریالیسم تاریخی اعلام کرد. زیمل یادآور می شود که پول به خودی خود ارزشی ندارد، بلکه ابزاری است برای آسان کردن مبادله کالاها و خدمات.

فلسفه پول که زیمل

ادامه نوشته

وبر و جامعه شناسی معرفت

جامعه شناسی معرفت وبر

وبر و جامعه شناسی معرفتیکی از آخرین فرزندان جامعه شناسی به عنوان علمی مدرن، جامعه شناسی معرفت است که با شناخت جامعه شناسانه شناخت های انسانی، سعی در واکاوی پیوندهای خاستگاهی شناخت آدمی با زمینه اصلی هستی اجتماعی و تاریخی انسان دارد. ماکس وبر در این میان از مطرح ترین اندیشمندانی است که در بنیادگذاری این حوزه فراخ علوم اجتماعی نقشی بسزا داشته است. جامعه شناسی تفسیری، مفهوم تفهم، تیپ ایده آل، مفهوم عقلانیت، تز راسیونالیزاسیون و... از جمله عناصری است که در جامعه شناسی معرفت وبر قابل بازخوانی است. فارغ از این مسئله یکی از اولین و برترین جامعه شناسان معرفت در ایران دکتر منوچهر آشتیانی است که به تالیفی عظیم در این زمینه در سال ۱۳۵۵ پرداخته است و در چند سال اخیر نیز در چهار کتاب آرای مانهایم، شلر، مارکس و وبر را در زمینه جامعه شناسی معرفت مورد نقد و بررسی قرار داده است. لذا یکی از بهترین زاویه های کنکاش در زمینه جامعه شناسی معرفت وبر، کتاب تالیفی دکتر آشتیانی استاد جامعه شناسی است که مدتی را نیز شاگرد آلفرد وبر (برادر ماکس وبر) در آلمان بوده است.
((ماکس وبر و جامعه شناسی شناخت)) برای اولین بار در سال ۱۳۸۳ توسط نشر قطره در تیراژ ۱۱۰۰ نسخه در ۳۱۲ صفحه و با بهای ۲۵۰۰ تومان منتشر شده و مورد توجه علاقمندان جامعه شناسی معرفت قرار گرفته است. این اثر که در چهار فصل:
۱) شرح مختصر زندگی و آثار وبر

 

ادامه نوشته

جامعه شناسی شناخت ( جامعه شناسی علم و تکنولوژی )

شناخت چيست؟ ما چگونه شناخت پيدا مي‌كنيم و يا چطور شناخت در ذهن‌مان پديد مي‌آيد؟ آيا گونه‌هايي از شناخت و راه‌هاي گوناگون شناختن وجود دارد؟ اگر آري! چگونه به وجود مي‌آيند و خاستگاه‌شان كجاست؟ چطور مي‌فهميم كه آنچه مي‌دانيم راست يا دروغ (و درست يا غلط) است؟ سرشت‌نشان [=خصلت/مشخصه]هاي شناخت(ها) كدام‌اند؟ و ...

اين نمونه‌ها پرسش‌هايي عمومي هستند كه درباره‌ي شناخت وجود دارند. با اين همه، بايد توجه كرد كه شناخت (يا دانايي) به انديشه‌ها و ايده‌هايي بازمي‌گردد كه در گام نخست، گروهي اجتماعي يا جامعه‌اي كوچك آن را پذيرفته‌اند و درباره‌ي رشد و گسترش آن مي‌كوشند.

عنوان‌هايي همچون جامعه‌شناسي شناخت،

ادامه نوشته

انديشه ي زيمل          

42- زيمل خواص تازه اي رازصورت هاي تجمع افرادبيرون مي كشدكه نمي توان انهاراازويژگي هاي افرادتشكيل دهنده ي گروه استنتاج كرد.

43- اظهارفرديت دريك گروه دونفره عملي است ولي درگروه سه نفره بامحدوديت هايي روبه رو مي شود.

44-  درگروههاي كوچك اعضا فرصت ان رادارندكه مستقيما برهم تاثيرگذارند.

45- همين كه گروه ازحجم به نسبت محدودش پافراترگذاردتاثيرمتقابل ان بايدبه ميانجي تنظيم هاي صوري انجام پذيرد.

46- هيچ گروه بزرگي نمي تواندبدون افرينش سمتهاي گوناگون وتمايزقايل شدن ميان پايگاههاي اجتماعي وتفويض وظايف ومسئوليتهاكاركردداشته باشند.

47- گروههاي بزرگتربه جوامع مركب ازافرادنابرابرتبديل مي شوند.

48- هرچه گروه كوچكترباشدتعلق گروهي اعضاي ان عميقتراست زيراكنش متقابلميان چندتن ازهمان كنش ميان بسياري ازافراددست كم به دليل تماس نزديكتر وگسترده ترشديدتراست .

49- گروه بزرگترازطريق تنظيم هاي صوري اش بافرد فاصله مي گيردوچونان قدرت بيگانه اي بااوروبه رو مي شودامادرست به خاطرهمين ايجاد فاصله ميان اعضايش انهاراازنظارت نزديك ونكته گيري گروهي ازادمي كند.

50-  درگروه كوچك ائتلاف ها واكثريت هايي كه كنش فردي رادچار محدوديت مي سازندبه ميانجي مشاركت تعديل مي شوند.

51-  درگروه بزرگ ارگان هاي متمايزازهم ازطريق قدرت هاي عيني شان فردراتحت فشار مي گذارندضمن ان كه باتوقع تعلق جزيي به زندگي گروهي ونه تعلق همه جانبه ازادي عمل بيشتري براي اعضاي گروه فراهم مي اورند.

نظرتناقض  زيمل درباره ي فرهنگ نوين

52- نظرزيمل درباره ي فرهنگ نوين تركيبي است ازبراوردهاي اشكاراتناقض اميزازپيشرفت خواهي ليبرالي وبدبيني فرهنگي هم چنان كه درنوشته هاي اسپنسرودرايداليسم الماني اززمان شيلرونيچه به بعدمنعكس واشكارشده است .

53- زيمل: روندتاريخ جديد ازادي فزاينده ي فردراازبندهاي وابستگي شديد اجتماعي وشخصي نشان مي دهدضمن ان كه فراورده هاي فرهنگي ساخته ي انسان بيش ازپيش برانسان چيرگي مي يابند.

ديدگاه دوركيم      

2-   فردفقط درجامعه اي كه دران وجدان جمعي بخشي از صلابت چيره كننده ي خويش رااز دست داده است مي تواند نوعي استقلال راي وعمل داشته باشد.

3-   درجامعه ي فردگرا مشكل عمده عبارت است از حفظ حداقل وجدان جمعي كه اگر به كلي از بين رودهمبستگي اندامي به تجزيه وتلاشي اجتماعي خواهدانجاميد.

4-   بقاي جامعه ي برخوردارازتمايزپذيري اندامي بسته به ان است كه خارج ازقلمرو قراردادها يابرفرازانها فرمانها ممنوعيتها ارزشهاومقدسات جميعي وجوددارندكه عامل پيونداشخاص باكل اجتماعي مي شوند.

خودكشي

5-   دوركيم : انسان درجوامع جديدالزاما ازسرنوشت خويش خشنودترنيست ودراين مورد دوركيم به نمود خودكشي اشاره مي كندكه مظهرودليل برخي ويژگيهاي احتمالابيمارگونه درسازمان كنوني حيات مشترك انسانهااست .

6-   فقدان ياازهم پاشيدگي هنجارهادربررسي خودكشي نقش مهمي رابازي مي كند.

7-   ازانجاكه جوامع جديدبراساس تمايزپذيري اجتماعي نهاده شده اند واجب است كه شغل هركس بااستعدادهاواميال او موافق باشد .

8-   درجوامع جديد فرديت اصل سازنده ي جامعه است .

9-   جوامع جديد فقط بارعايت عدالت مي توانند ثبات داشته باشند.

10-  مشكل مركزي جوامع جديد مانند هرنوع جامعه ي ديگرعبارت است از رابطه ي فرد باگروه .

11-  به نظر دوركيم راه حل مشكل جوامع جديد ايجادسازمان گروههاي حرفه اي كه جذب افرادوادغام انهادركليت اجتماعي راتسهيل خواهند كرد است .

12-  مطالعه ي خودكشي ناظربرجنبه ي بيمارگون جوامع جديد وناظر برنمودي است كه رابطه ي فرد واجتماع دران به بارزترين نحو نمايان است .

13-  نمود خود كشي جاذبه اي استثنايي دارد زيراظاهرا هيچ چيزبراي فردازاين فردي ترنيست كه وي بادست خود به حيات خويش خاتمه دهد.

14- خودكشي عبارت است ازهرنوع مرگي كه نتيجه ي مستقيم يانامستقيم كردارمثبت يامنفي خود قرباني است كه از نتيجه ي عمل خويش اگاه بوده ومي دانسته است كه مي بايست به همين نتيجه برسد.

15-  بررسي امار نشان مي دهدكه ميزان خودكشي يعني فراواني خودكشي هانسبت به تعدادافراديك جمعيت معين نسبتاثابت اند.

16- وظيفه ي جامعه شناس ان است كه ميان تغييرات ميزان خودكشي هاكه پديده هايي اجتماعيندواوضاع واحوال اجتماعي همبستگي برقراركند.

17- ازديدگاه نظري مهم ترين كار عبارت است ازتعيين نسبت موجود ميان نمود فردي خود كشي وپديده ي اجتماعي يا فراواني ميزان خود كشي .

18- افرادبيمارگون عصبي درشرايط معين امادگي بيشتري براي خودكشي دارندلكن به عقيده ي دوركيم نيرويي كه تعيين كننده ي خودكشي است نيرويي روان شناختي نيست بلكه اجتماعي است.

19-  بحث علمي دوركيم درمورد خودكشي برمحور دواصطلاح امادگي قبلي روان شناختي وتعين اجتماعي مي چرخد.

20-  دوركيم اين فكرراكه امادگي قبلي براي خودكشي ازراه وراثت منتقل مي شود ردكرد.

21-  دوركيم درتحليلهاي مقدماتي اش تعابيرخودكشي ربه عنوان نمودي ازتقليد  رد مي كند.

22-  به نظر دوركيم تحت عنوان تقليد سه نمود متفاوت با هم قاطي شده اند.

23-  نموداول همان است كه امروزه مي توان انرا اتحاد جان ها ناميد لكن بستر اين نمود روان شناختي اجتماعي هماناخود اجتماع است ونه يك يا چندفرد.

24-  نموددوم ان است كه فردبااجتماع انطباق مي يابدومانند ديگران رفتارمي كندبي ان كه اتحاد جانهادركار باشد .

25-  اصطلاح تقليد رافقط درموردكرداري بايدبه كاربست كه ازنمايش كردارديگري كه بيدرنگ پيش ازان توسط يك فردديگر صورت گرفته ناشي مي شودبي انكه درفاصله ي صورت پذيرفتن ان كرداروسابقه ي نمايش ان هيچ نوع عمليات عقلي اشكارياضمني برروي خصايص ذاتي كرداراقتباس شده انجام گرفته باشد.

26-  سرايت رامي توان بين افراد مشاهده كردوياحتي انرانمودي فردي دانست .

27-  واگيري كه ازطريق سرايت منتقل مي شودنمودي جمعي است كه بستر تمامي جامعه است.

28- توزيع جغرافيايي ميزان خود كشي ها توزيعي نامنظم است كه بافرضيه ي سرايت تطبيق نمي كند.

29- به نظر دوركيم تعيين انواع اجتماعي خود كشي به تبع همبستگيهاي اماري امكان پذيراست .

30-  دوركيم براي خودكشي انواع زير راتشخيص مي دهد: خودكشي خودپرستانه خودكشي دگردوستانه خودكشي ناشي ازنابساماني اجتماعي.

31-  خودكشي خودپرستانه درپرتوهمبستگي موجود ميان ميزان خودكشي وچارچوبهاي ادغام اجتماعي تحليل شده است اين چارچوبها عبارتند ازمذهب وخانواده كه مورداخير ازجنبه هاي دوگانه ي ازدواج وفرزندان بررسي شده است .

32-  ميزان خودكشي همراه با سن تغيير مي كند يعني به طور كلي هرقدرسن بالا رود بيشتراست باجنس نيزهمبستگي داردودرنزد مردان بيشتراست تازنان .

33- هروضعيتي كه توازن بين اميال وخشنوديهارابرهم زندبه يك ضريب تشديدابتلابه خودكشي تبديل خواهدشد .

34- خودكشي دگردوستانه خودكشي زن همسرمرده اي است كه مانند مورد رايج درهندمي پذيردهمراه جسدشوهرش سوزانده شوددراين موردبه هيچ وجه سخن برسرخودكشي مبتني برفرديت طلبي افراطي نيست بلكه بحث برسرمحو كامل فرددرگروه است .

35-  دوركيم خارج ازمواردخودكشي قهرمانانه ياديني درضمن بررسي امارهامورد جديدي از خودكشي دگردوستانه كشف مي كندوان افزايش فراواني خودكشي ها درارتش است .

36- نظاميان قدري بيشترازغيرنظاميان هم سن وهم شرايط خوددست به خودكشي مي زنند.

37-  جريان خودكشي زامي توانددونوع ادمي راطعمه ي خودسازد: انان كه بيش ازحدلزوم ازگروه اجتماعي جداشده اندوكساني كه چندان جدا نشده اند.

38- خودپرستان اسانترازديگران دست به خود كشي مي زنندلكن دگرپرستاني نيزوجوددارندكه چنان غرق درگروه متعلق به خويش هستندكه درمقابل ضربه هاي سرنوشت ناتوانند.

39- خودكشي ناشي ازنابساماني اجتماعي بيش ازهمه مورد توجه دور كيم قرار داردزيرانموداربارزترين خصيصه ي جامعه ي جديد است .

40- خودكشي ناشي ازنابساماني اجتماعي همان است كه ازهمبستگي موجود ميان فراواني خودكشي ها ومراحل ادواري اقتصادي مي توان بدان پي برد.

41- امارهاافزايش فراواني خودكشي هارادردوره هاي بحران اقتصادي ونيزجالبترونامنظم ترازان درمراحل رونق بي حد اقتصادي نشان مي دهند.

· نقدهای وارد بر نظريه تيلي

· نقدهای وارد بر نظريه تيلي

مبناي انتقاداتي که بر نظريه تيلي وارد است، مشابه مجادلاتي است که حول رويکرد بسيج منابع وجود دارد. نخستين دسته از انتقادات بری

ادامه نوشته

تیلی جامعه شناس امریکایی

تیلی جامعه شناس امریکایی در سال 1929 بدنیا آمده و در طول دوران حیات خود آثار زیادی بویژه درباره جنبش های اجتماعی و رابطه سیاست و جامعه به رشته تحریر درآورد. نام او در تاریخ جامعه شناسی هرگز از یاد نخواهد رفت. 

مروری بر نظريه چارلز تيلي درباره کنش جمعي

نمونه سوالات فصل دوم و سوم درس مطالعات اجتماعی سال اول

به نام خدا با آرزوی توفیق برای شما دانش آموزان نمونه سوالات فصل دوم و سوم درس مطالعات اجتماعی سال اول مشخص شده است خواهشمند است آنها را همراه با جواب در دفتر اجتماعی خود نوشته و یک هفته قبل از امتحان برای بررسی و تائید و همچنین برای اخذ نمره دفتر که جزئی از نمره مستمر است؛ سر کلاس بیاورید.

فصل دوم:

درس اول:

1- نقش اجتماعی را تعریف کنید.

2- برای هر کدام از گروههای زیر دو نقش اجتماعی بنویسید. الف. خانواده: ب. مدرسه: ج. بیمارستان:

3- وظیفه نقش چیست؟ با مثال توضیح دهید.

4- حقوق نقش چیست؟ مثالی بزنید.

5- برای هر کدام از نقش های زیر دو وظیفه و دو حقوق بنویسید. الف. معلم: ب. دانش آموز: ج. پرستار:

درس دوم:

1- وابستگی متقابل نقشها را با ذکر مثال توضییح دهید.

2- ------- پیوند دهنده نقشهاست.

3- آرمان اجتماعی چیست؟ دو مثال بنویسید.

- درس سوم

1-- نظام را تعریف کنید.

2- نظام اجتماعی را تعریف کنید.

درس چهارم

1- موارد زیر را تعریف کنید:

الف. نظام اجتماعی کل

ب. خرده نظام اجتماعی

2- برای هرکدام از نظامهای زیر در صورت امکان دو خرده نظام بنویسد:

الف. نظام اقتصادی:

ب. نظام سیاسی:

ج. کلاس

د. نظام خانواده

3- چه زمان می گوئیم نظام اجتماعی در حال تعادل است؟ با مثال توضیح دهید.

4- چه زمان می گوئیم نظام اجتماعی دچار عدم تعادل شده است.با مثال توضیح دهید.

درس پنجم 

1- چرا نظام اجتماعی به فرد نیاز دارد؟

2- مفاهیم زیر را تعریف کنید:

الف. جامعه پذیری

ب.درونی کردن ارزشها

ج. کنترل اجتماعی

3- درونی کرن ارزش را با کنترل اجتماعی مقایسه کنید.

فصل سوم

درس اول

1- سه مورد از ویژگی های نظام خانواده را بنویسید که سایر نظامهای اجتماعی آن را ندارد.

2- خانواده به عنوان یک گروه اجتماعی است زیرا مجموعه ای از ------------ است و یک نظام اجتماعی است زیرا مجموعه ای از ----------- است.

3- برای هر کدام از نقشهای زیر یک نمونه وظیفه بنویسید:

الف. پدر :

ب. فرزند:

ج. شوهر:

درس دوم:

1- سه مورد از تاثیرات مثبت خانواده بر نظام اجتماعی کل را بنویسید.

2- دو مورد از آثار و نتایج منفی خانواده بر نظام اجتماعی کل را بنویسید.

3- سه مورد از شرایطی که باعث شده است جمعیت در جامعه ما به صورت بی رویه رشد کند را بنویسید.

4-با وجود اینکه در گذشته خانواده ها فرزندان زیادی می آوردند چرا در گذشته ما مشکل رشد جمعیت نداشتیم.

5- با ذکر مثال بنویسید چگونه رشد بی رویه جمعیت در کاهش رشد اقتصادی تاثیر گذار است؟


6- با ذکر مثال بنویسید چگونه رشد بی رویه جمعیت در افزایش بیکاری موثر است؟

 درس سوم

1- چهار مورد از تاثیرات خانواده بر فرد را فقط نام ببرید.

2- دلایل بقا و پایداری خانواده را در طول تاریخ بررسی کنید.

درس چهارم

1-وجه مشترک و ریشه ناسازگاری های بین زن و شوهر را می توان در ---------- بررسی کرد.

2- سه دلیل اساسی ناسازگاری بین زن وشوهر را بنویسید.

3- دو دسته از عوامل عمده در تنوع جریانهای اجتماعی شدن افراد را بنویسید.

4- چگونه می توان میزان ناسازگاری بین زن و شوهر را کاهش داد؟ چهار مورد بنویسید.

درس پنجم

1-وجه مشتر ناسازگاری بین پدر و مادر را می توان درمفهوم --------------- بیان کرد.

2- دومورد از دلایل ناسازگاری بین والدین و فرزندان را بنویسید.

3- برای کاهش میزان ناسازگاری بین والدین و فرزندان چه باید کرد؟ چهار مورد را بنویسید.

موفق باشید

نظریه رفاه  ( سیاست اجتماعی چیست ؟ )

تونی فیتز پتریک در کتاب نظریه رفاه  در واقع می خواهد بگوید که دولتها چگونه باید آن بخشی از وظایف اجتماعی خود را که _ یعنی تماین رفاه و بهرورزی وآسایش خود و آرامش برای کلیه مردم جامعه . روشن است که در اینجا , قبل هر چیز , مفهوم رفاه مطرح می شود . در اهمیت رفاه و تامین اجتماعی گفته شده است که اینها هدف توسعه نیستند بلکه خود توسعه محسوب می شوند . یعنی دولت و جامعه ای را می توانیم توسعه یافته بدانیم که سطح حداقل ( یا متناسب ) زندگی را از جهات مسکن , آموزش , تغذیه و بهداشت و درمان برای یکایک آحاد و ساکنانش فراهم کرده باشد . بحث اصلی در واقع از همین پرسش شروع می شود . روشن است که هیچ کس با این که مردم جامعه مرفه باشند مخالف نیستند . لکن چگونه باید به این مهم دست یافت ؟ مفاهیمی چون عدالت یا برابری که خود به خود در این بحث مطرح می شوند چه معنایی دارند ؟ آیا عدالت اجتماعی به این معناست که کلیه آحاد جامعه از نظر درآمد و سطح زندگی وضعیتی همانند داشته باشند ؛ یا انکه همه باید از فرصتهای برابر برخوردار باشند و بعد هرکسی به تناسب استعداد و کوشایی خود , به مراتب بهتر و برتری دست یاند ؟   رژیم های سوسیالیستی و کمونیستی ( یا مدعی داشتن اینگونه نظامها ) راه اول را آزمودند و به بن بست رسیده اند . منتقدمان می گفتند که , در این رژیم ها افراد انگیزه کار و فعالیت بیشتر و عرضه خلاقیتهای خود را از دست  می دهند . وقتی قرار باشد , صرف نظر از تلاش و جهدی که کرده ای یا نکرده ای , در اخر ماه حقوق یا دستمزدی یکسان دریافت کنی , چه دلیل دارد که وقتت را صرف کار بیشتر و فعالانه تر کنی . از طرف دیگر چون اینگونه نظامها می خواهند شرایط و ضوابطی یکسان را بر جامعه تحمیل کنند , الزاما به راه استبداد و سرکوبگری گام می کذارند . تاب هیچ نوع مخالفت یا دگر اندیشی را نمی آورند . همه را "خودی " می خواهند و از هر نوع " ناخودی " به وحشت می افتند .

عناصر اصلی نظریه های جامعه شناسی

عناصر اصلی نظریه های جامعه شناسی

نظریه کارکردی
جامعه سیستم ناشی از گروههای در حال تعاون
طبقه اجتماعی موقعیت هم سطحی از افراد که درآمد و شیوه زندگی یکسانی دارند که در اثر نقش های مختلف و انتظارات افراد و گروه ها ایجاد شده است
تغییر اجتماعی غیر قابل اجتناب در یک جامعه پیچیده،تا حد زیادی به خاطر مشارکت های مختلف گروههای مختلف
نظم اجتماعی از طریق جریان نهاد سازی و درونی کردن فرهنگ
ارزش ها اجماع روی ارزش های مشترک،جامعه را متحد می کند
نهادهای اجتماعی ارزش های مشترک و وفاداری را ترویج می کند،مانند مدارس و وسایل ارتباط جمعی که باعث وحدت جامعه می شود
قانون و دولت قوانینی را اجرا می کند که نشان دهنده وفاق ارزشی جامعه است
سطح تحلیل کلان
بنیان گذاران دورکیم،پارسونز و مرتن
موقعیت فرد اجتماعی شده برای تحقق کارکردهای اجتماعی
اساس کنش متقابل اجماع بر ارزش
تمرکز مطالعه نظم اجتماعی
سطح ساخت اجتماعی
ادامه نوشته

جامعه شناسی پدیدار شناسی

 
جامعه شناسي پديدار شناسي
 (Sociology Phenomeno logical)  يا (Phenomenology)
 
پديدار شناسي از نظر لغوي، عبارت است از مطالعه پديده‌ها از هر نوع و توصيف آنان با در نظر گرفتن نحوۀ بروز و تجلي آنها، قبل از هرگونه ارزش گذاري، تأويل و يا قضاوت ارزش.
  اين واژه در اصطلاح فلسفي در معاني گوناگوني به كار مي‌رود: از نظر “هگل”، پديده شناس انديشه، عبارت است از دانش ايده‌ها، از آغاز تكوين آنان در ادراك حسي تا وصولشان به خرد جهاني. “هوسرل” نيز كه انديشه‌اش مورد توجه جامعه شناسان قرار گرفت، معتقد است: پديده شناسي اساساً يك روش بر پايه تجربه ناب جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم و به منظور باز سازي آن در سطحي متعالي، پديد مي‌آيد، مسلماً يك نظريه و حتي آيين نيز هست.
 در جامعه شناسي اين نظريه صورتهاي خاصي يافته است. جامعه شناسي پديده شناختي، غرض اصلي خود را تحليل و توصيف زندگي روزمره و حالاتي از آگاهي كه با آن ملازمه دارد، در نظر مي‌گيرد. پديدار شناسان معتقدند: گر چه عموم مردم، عوالم روزمره را بديهي در نظر مي‌گيرند، با اين حال تحليلي پديده شناختي لازم است تا چگونگي شكل گرفتن اين عوالم ظاهراً پيش پا افتاده را نشان دهد. جامعه شناسي پديدار شناسي از زماني كه "آلفرد شوتس" كتاب پديده شناسي جهان اجتماعي را در سال 1932 در آلمان منتشر كرد، وارد علم جامعه شناسي شد. به نظر "شوتس" تفاوت عمده ميان علوم اجتماعي و علوم طبيعي در اين است كه علوم طبيعي به ساخت پديده‌ها توجه مي‌كنند، يعني دانشمندان علوم طبيعي با مشاهده مستقيم پديدارهاي طبيعي به شناخت آنها نائل مي‌آيند، در حالي كه در علوم اجتماعي آگاهي از پديدارها در دو مرحله صورت مي‌گيرند: براي نخستين بار مردم در تجربه زندگي روزانه و در رابطه با يكديگر، امور انساني را تصوير مي‌كنند و در جريان ميان ذهنيت به نظر مشتركي دست مي‌‌يابند، پس از آن براي بار دوم، آنچه كه مردم به تصوير كشيده بودند، موضوع شناخت علماي اجتماعي قرار مي‌گيرد.
  :
ادامه نوشته

کارل مانهایم


 

كارل مانهايم (Karl Mannheim) در ۲۷ مارس ۱۸۹۳ در يك خانواده يهودى در بوداپست مجارستان به دنيا آمد، مادرش آلمانى و پدرش مجار بود. او پس از پايان دوره متوسطه تحصيلات خود را در دانشگاه هاى بوداپست و برلين ادامه داد. او همچنين تحصيلات تكميلى خود را در فرايبورگ، هايدلبرگ و پاريس پى گرفت.مانهايم در سال ۱۹۱۵ در بازگشت به بوداپست انجمنى مركب از روشنفكران طرفدار لوكاچ را شكل مى دهد. پس از پايان جنگ جهانى اول و به دنبال روى كار آمدن جمهورى شوراها در مجارستان، شكست جمهورى پس از مدتى كوتاه و اشغال بوداپست توسط ارتش رومانى و ارتش ضدانقلاب لوكاچ، مانهايم و بسيارى ديگر كه اغلب از روشنفكران يهودى بودند از كشور گريختند. مانهايم در ۱۹۲۰ به هايدلبرگ گريخت و در سال ۱۹۲۶ در دانشكده فلسفه هايدلبرگ مشغول به تدريس شد. وى در ۱۹۲۹ به عنوان استاد جامعه شناسى و اقتصاد به دانشگاه فرانكفورت عزيمت كرد. در ۱۹۳۳ با افزايش قدرت هيتلر و حزب ناسيونال سوسياليست، مانهايم به دعوت مدرسه اقتصاد لندن (LSE) پاسخ مثبت داد و بدين ترتيب دور دوم مهاجرت وى به عنوان يك پناهنده سياسى آغاز شد. سرانجام مانهايم پس از سال ها فعاليت علمى و دانشگاهى در ۹ ژانويه ۱۹۴۷ در لندن درگذشت.

مکتب روش شناسی قومی


عبدالمنان  فرهمند ،
داوود  مسرور ،
میرزاحسن سبحانی ،
عبدالغنی ایوبی و
محمدظریف بوستانی
با اندکی تغییرات و تلخیص از محمد علی امجدیان

مکتب روش شناسی قومی

این اصطلاح به معنایی روشهای است که مردم هرروزه به کار می برند ، روش شناسی مردمنگارانه اساسا برآن است (تاثابت کند که جامعه چیزی نیست جزء دستاورد عملی و پیوسته جاری افراد معقول )[1]  این اصطلاح نخستین بار توسط  هارولد گار فینگل در دهه 1940  ابداع شد ودرسال 1963 این مکتب تأسیس شد واین مکتب تاسال 1967 شهرت زیاد نداشت بعد از انتشا ر کتاب بررسیهادر روش شناسی مردمنگارانه گار فینگل به سال 1967 این دید گاه درسراسر آمریکا مخطبان فراوانی پیدا کرد گرچه این کتاب باآنکه به سبک دشوار ومبهمی نوشته شده بود علاقه بسیاری را به خود جلب کرد از جهت جغرافیایی روش شناسی قومی نخستین فراورده نظری چشمگیر ساحل غربی آمریکا ا ست وتا امروز نیزدر همین منطقه متمرکز مانده است واکنون گروه وسیع ازروش شناسان مردمنگار دربریتانیا نیز وجود دارند.

درآمد :

ادامه نوشته

برابری جنسیتی،

   مقدمه آنچه در همه كشورهاي جهان و البته در کشورهای درحال توسعه (UNPF,2002-3) و ( Momsen H. J, 2004 ) شیوع بیشتر و دیرینه ای دارد، مسئله نابرابري هاي جنسيتي است. رفتار تبعیض آمیز با زنان امري است كه ريشه در اعصار گذشته دارد؛ حال آنكه با پيشرفت زمان، هنوز در ابعاد مختلف جامعه مانند آموزش و تحصيل، بهداشت و درمان، اقتصاد و اشتغال و ... همچنان از حيث فكري و عملي، شرايط نابرابري ميان زنان و مردان حاكم است. تفاوت و نابرابري جنسيتي كه از منظر حقوقي، فرهنگي و باورهاي اعتقادي ميان زنان و مردان وجود دارد، شرايط حساس و بحراني پدید آورده است. این تبعيض می تواند در دو حوزه خصوصي (خانوادگي) و حوزه عمومي (جامعه)، مورد مطالعه قرار گیرد و میزان آسيب پذيري دختران و زنان را نمايان سازد که عامل مهمي در بروز رفتارهاي نامتعارف جنسي به ويژه از سوي دختران نوجوان و جوان در جامعه است (رستمی. الهه، 1383 : 70 - 77 ). این مقاله با بررسی مهم ترین شاخص های برابری جنسیتی در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و شناسایی رویه ها و قواعد اجتماعی و فرهنگی موجود در جامعه، این مسئله را در جامعه زنان شهر تهران (مناطق 1 و 5)، مورد آزمون قرار داده است بلکه بتواند بستر تازه ای برای مطالعات توسعه اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی پدید آورد. معیارها و شاخص های مورد استناد نیز جهانی و مصوب کشورهای عضو صندوق جمعیت سازمان ملل هستند. طرح مساله تساوي افراد انساني در برابر قانون و برخورداري از حقوق برابر، از موضوعات مهم حقوق بشر است كه شناسايي امروزي آن در سطح بين الملل پيامد و محصول قرن ها كشمكش و نزاع بين عوام و خواص بوده است (UNPF,2002-3) همچنین چنانکه شواهد و مدارک معتبر علمی نشان می دهند. (Momsen H. J, 2004, UNPF ,2002-3) بسیاری از عقب ماندگی ها و ضعف های جامعه انسانی امروز در دو گروه کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه، به وجود انواع نابرابری های اقتصادی- اجتماعی میان زنان و مردان یا نابرابری های جنسیتی برمی گردد که خود می تواند معلول شرایط و عوامل متعدد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حقوقی باشد. همچنین پیامدها و اثرات آنها در مورد زنان ضمن اينكه برخلاف حقوق انساني اند، مانعی مهم در راه توسعه اقتصادي و اجتماعي جامعه شناخته شده اند. در حال حاضر،
ادامه نوشته

بررسی نظری نابرابری های سلامت با تأکید بر رویکرد ساخت یابی


v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:urli;}       به لحاظ تاریخی، بررسی تأثیر شرایط اجتماعی بر نابرابری های سلامت را می توان در چهره های مؤثر جامعه شناسی کلاسیک و پزشکی اجتماعی دنبال کرد. به عنوان مثال پزشک لوئی رنه فرانسوی ویلرمه (Louis Rene Villerme) در نیمه نخست قرن نوزدهم با ارائه شواهد و مدارک مختلفی به بررسی تأثیر طبقه اجتماعی بر نرخ مرگ و میر می پردازد و در همین ارتباط انگلیس نیز در بررسی وضعیت زندگی طبقه کارگر در انگلستان تأثیر شرایط طبقاتی را بر وضعیت سلامت و رفاه جامعه مورد بررسی قرار داد (Fongo ۲۰۰۴: ۱۹۵).                     ۲   ۱                                      

ادامه نوشته